Thursday, November 25, 2010

پست صفر: به همه آنها که می‌پرسند چرا این همه امیدواری؟

چرا امیدوار نباشم وقتی مستر کنترولر انقدر قاطی کرده که وبلاگ کوچولویی مثل وبلاگ مرا فیل می‌کند، و بعد که می‌پرسم "وبلاگ من کجاست؟" می‌گوید:
 نام و نام خانوادگی ، شماره شناسنامه ، محل صدور ، تاریخ تولد ، نام پدر ،کد ملی ،آدرس دقیق پستی و شماره تلفن ثابت و همراه
 را ارسال کنم تا فقط بگویند چرا، و تازه این فقط شرط اول است ؛ یعنی بس که شما بی‌شمارید من دیگر عرضه ندارم شماها را کنترل کنم خودت بیا بخورمت.
بعد که می‌گویمش چاییدی بابا، اصلا از بیخ و بن وبلاگم را حذف می‌کند.
به درک.
ای کنترولری که در تمام سیستم تکثیر شده‌ای و به من گیر می‌دهی که چرا سر کلاسم حرف خارج از کلاس می‌زنم.  من فقط از روی کتاب خواندم، کتابی که خودت منتشر ساخته ای و خودت داده‌ای دستم من هم بردم سر کلاسم و از مجموعه نصایح امام علی به مالک اشتر خواندم:
"هرگز مگو من فرماندارم، فرمان می‌دهم، فرمانم می‌برند.  زیرا یقیناً آن موجب تباهی در دل، سستی در دین و نزدیک شدن به دگرگونی در حکومت و نعمت است."

یا چرا راه دور برویم، و از تو بخواهیم کار سختِ خواندن را انجام بدهی، جناب همان موقعی که داشتی مرا نصیحت می‌کردی، پنجاه متر آن طرفتر از تو کسی بساط کرده بود و هر چه کتاب ممنوعه، هر چه کتاب که فیلتر کرده بودی می‌فروخت، کسی رو به روی ساختمان کنترول جنابعالی شیعه گری کسروی می فروخت.  بیدار شو و ببین. 
یا نه، نمی خواهد بیدار شوی نقل به مضمون از سعدی که شرور خواب باشد بهتر است.
حالا من چگونه این تکثیر شگفت‌انگیز هر آنچه فیل می‌کنی و ممنوع اعلام می‌کنی را ببینم و امیدوار نباشم؟ چطور حال خرابت را ببینم و خوشحال نباشم؟

دوستانی که "در گلستانه" مرا دنبال می‌کردید، اگر دوست داشتید می‌توانید مرا از اینجا بخوانید، یا از اینجا دنبال کنید:

http://azadehbudan.blogspot.com/feeds/posts/default?alt=rss