حس میکنم تارهایی نامرئی دارند دور تنم میپیچند، ظاهراً ترسناکه، نمیتونم حرکت کنم، گیر افتادم، نمیتونم خودم رو تو آینه ببینم و این باعث شده خودی که بودم رو آهسته آهسته از یاد ببرم، همه چیز از کنترلم خارج شده، یه نامرئی نامعلوم، مثل یه گور داره منو میبلعه.
ترسناکه آره ولی نمیترسم، یعنی یه جایی از این بالا تو سطح میترسه و کلافه است، ولی یه جایی اون اعماق اون ته، یه جایی که انگار به یه زبان باستانی حرف میزنه نمیترسه و هی به من میگه نترس تو وسط تار عنکبوت گیر نیفتادی، این فقط یه پیله است.
No comments:
Post a Comment