Sunday, February 13, 2011

سمت نور



 در تک تک لحظات دلواپسی و بی‌قراری، چه کنم چه کنم، ترس و تحمل، آن ته دلم خوشحالم که سمت نورم، و فکر می‌کنم در چنین روزهایی ایستادن در آن سمت دیگر ماجرا، بلند کردن چماق و پایین آوردنش باید خیلی سختتر باشد.  تفاوتش این است که ندا آقا سلطان باشی و یک جهان شبهای بسیار با چشمهای تا ابد باز تو بی‌خواب شوند یا بشوی عباس کارگر جاوید نامی.
از آمریکا و انگلیس و اسرائیل پول گرفته باشی یا از سران فتنه یا از هر کس دیگری، در نهایت قاتلی، آنقدر که حتی همین دستگاه قضایی، فرمایشی یا حالا هر چه، محاکمه‌ات می‌کند.
خوشحالم که سمت نورم، و امشب تشویش و هراس من از جنس خون ریختن نیست. 

No comments:

Post a Comment