یک دسته از مردها هستند که وقتی با خوشرویی و ادب بهشان میگویم "نه به شما علاقهای ندارم"، نمی فهمند. درست از همان لحظه است که دست کم در چشم من، از یک خواستگار، خواستار، پیشنهاد دهنده یا چه بدانم هر اسمی که دارد، به یک مزاحم تبدیل میشوند.
به گمانم آنها همانقدر که عذاب میدهند عذاب میکشند، آنها هم مثل بخش بزرگی از زنان قربانیان یک جامعه مردسالارند. تحصیلات دانشگاهی، کتاب خواندن، هیچ کدام قادر نیست آنها را از چنگ فرهنگی نجات دهد که برای زن به اندازه یک مرد شان انسانی قائل نیست. آنها، دست کم در ناخودآگاه خود، آنقدر زن را آدم نمیدانند که بپذیرند دارای شعور و احساس است و حق دارد انتخاب کند و از آن هم مهمتر عقلش کم نیست و میتواند برای خودش تصمیم بگیرد.
در مقابل این مردها تسلیم نشوید، نگذارید شما را به عجز بیاورند، دلتان برایشان نسوزد چون حق شماست دوست بدارید. این اصرار را به حساب ابراز عشق نگذارید، این فقط قدرت نمایی است. نگذارید فکر کنند میتوانند خودشان را به شما تحمیل کنند و به این موضوع وقتی پی نبرید که نگذاشتند بروید کلاس زبان، یا به شما گفتند فاسدید چون آدرس ایمیل دارید. آمار طلاق را بالا نبرید. خودتان حق نه گفتن را برای خودتان به رسمیت بشناسید و سر نه خود بمانید شاید یاد بگیرند نه یعنی نه.
پینوشت بیربط: آن زن آمازونی درونم شمشیرش را تیز میکند. چشم بعضی آدمها فقط وقتی میبیند که گذاشته باشیدش کف دست طرف.
No comments:
Post a Comment