Wednesday, July 20, 2011

مورس زندگی‌ام


نه یه کتاب خوب، نه یه فیلم خوب، نه یه شعر خوب که بشه ترجمه اش کرد، نه یه کاری که باعث بشه حس کنی زنده‌ای، نه یه مرد خوب که بشه دوسش داشت، تنها چیزی که این روزها رو قابل تحمل می‌کنه برام همین چند تا آدم نازنینه که معاشرت‌ باهاشون گنج منه.  اگه اونا نباشن روزها می‌گذره بدون اینکه صدایی از من شنیده بشه، هیچ صدایی جز تق تق دکمه‌های صفحه کلید، مورس زندگی‌ام.

No comments:

Post a Comment