در یکی از اپیزودهای سریال "how I met your Mother" (همون قسمت بهترین همبرگر نیویورک) مارشال بیکار و افسرده، همیشه تو خونه است، لیلی، تد و بارنی و رابین را جمع میکنه تا درباره مشکل مارشال حرف بزنه وبرای اینکه نشون بده مشکل چقدر حاده براشون از سندرم شورت ماماندوز حرف میزنه.
مرد مبتلا به این سندرم دائما به شعاع حرکتش با شورت ماماندوز اضافه میکنه، ما در سریال میبینیم که مارشال حتی با همین شورت میره رستوران. مارشال در جهان مردانه بیرون جایی نداشته برای همین فکر میکرده برای چی باید شلوار بپوشه.
امروز صبح که شال و کلاه کردم برم دانشگاه، امروز صبح وقتی در حیاط رو بستم و تازه یادم اومد سوتین نبستم فهمیدم اوضاع اینجانبه از اون چیزی که فکر می کردم خیلی خرابتره.
پینوشت بی ربط: اضافه شود به صابون مایع زدن روی مسواک به جای خمیر دندون، و شستن موهام با شامپو بدن، و گرم کردن دوغ به جای شیر، شکر و نسکافه افزودن و جرعهای خوردن و بالا آوردن و همچنان امیدوار بودن به خوب شدن؟ مرا به سختجانی خود این گمان نبود.
تازه پررو پررو هار هار هار می خنده.
تازه پررو پررو هار هار هار می خنده.
آزا اینی که میگی یعنی خطرناکه؟ پس منم که! ولی ببین من از دوره دانشجویی مبتلا بودم به این سندرم و تا حالا زنده موندم. شاید خوب نشیم ولی خطر مرگ نداره
ReplyDelete